ارسالکننده : کاظم بهمنی در : 16/4/90 10:42 عصر

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند
نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند
غزلی از پیشآمد
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : کاظم بهمنی در : 1/2/90 12:52 عصر

چاپ دوم پیشآمد در نمایشگاه امسال:
سالن شبستان ، راهرو 20 ، غرفه 21 ، نشر شانی
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : کاظم بهمنی در : 27/12/89 6:0 عصر

تیر برقی «چوبیم» در انتهای روستا
بی فروغم کرده سنگ بچه های روستا
ریشه ام جامانده در باغی که صدها سرو داشت
کوچ کردم از وطن، تنها برای روستا
آمدم خوش خط شود تکلیف شبها،آمدم
نور یک فانوس باشم پیش پای روستا
یاد دارم در زمین وقتی مرا می کاشتند
پیکرم را بوسه می زد کدخدای روستا
حال اما خود شنیدم از کلاغی روی سیم
قدر یک ارزن نمی ارزم برای روستا
کاش یک تابوت بودم کاش آن نجار پیر
راهیم می کرد قبرستان به جای روستا
قحطی هیزم اهالی را به فکر انداخته است
بد نگاهم می کند دیزی سرای روستا
من که خواهم سوخت حرفی نیست اما کدخدا
تیر سیمانی نخواهد شد عصای روستا
همین شعر در جام جم
مطلبی در مورد پیشآمد در رادیو جوان
............................................................................................
چاپ دوم پیشآمد هم بعد از پنج ماه از اتمام چاپ اول به بازار اومد!!
* فروشگاه خانه شاعران ایران تنها جایی هست که این مجموعه رو داره!
آدرس: تهران ، انقلاب ،روبروی دانشگاه تهران ،پاساژ فروزنده ،طبقه همکف ،فروشگاه خانه شاعران ایران
تماس:66970131_021
*شرمنده ی همه ی دوستانی هستم که از شهرهای مختلف پیغام می ذارن و من نمی تونم کتاب بهشون برسونم ، امیدوارم هر چه زودتر این امکان فراهم بشه
ممنون از لطف و توجه همه ی دوستان
در پناه حق...
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : کاظم بهمنی در : 25/9/89 2:53 صبح

کلمات کلیدی :
ارسالکننده : کاظم بهمنی در : 5/7/89 2:12 عصر

می رسد یک روز فصل بوسه چینی در بهشت
روی تـخـتـی با رقیبـان می نشینی در بهشت
تـا خـدا بـهـتـر بسوزانـد مـرا خواهـد گذاشت
یک نمایـشگـر در آتـش ، دوربـیـنـی در بهشت
صاحب عشـق زمیـنـی را به دوزخ می بـرنـد
جا نـدارد عشق های این چنـیـنـی در بهشت
گـیـرم از روی کـرم گـاهی خـدا دعـوت کـنـد
دوزخی ها را بـرای شب نـشینی در بهشت
...بـا مـرامـی که من از تـو بـاوفـا دارم سـراغ
می روی دوزخ مـرا وقتـی بـبـیـنـی در بهشت
مـن اگـر جـای خـدا بـودم بـرای «ظـالـمـیــن»
خلق می کردم به نامت سرزمینی در بهشـت
از دفتر پیشآمد...
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : کاظم بهمنی در : 23/2/89 3:22 عصر

شنبه 25 اردیبهشت
( نقد و رونمایی کتاب پیشآمد سروده کاظم بهمنی )
منتقدین:
یوسفعلی میرشکاک ، سعید بیابانکی ، بهروز یاسمی، محمد سعید میرزایی و ( ؟ )
فرهنگسرای رازی _ سالن اجتماعات ، ساعت 17
(میدان قزوین _ خیابان قزوین _ خیابان شهید مرادی)
به امید دیدار...
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : کاظم بهمنی در : 11/2/89 12:58 عصر
سلام به همه ی دوستان ِ شناس و ناشناسم
امیدوارم که تاخیر یک ساله ام رو به بزرگی خودتون ببخشید
ابتدای سال 88 به تشویق دوستان تصمیم گرفتم که اولین مجموعه از اشعارم رو گرداوری کنم و از همون ایام به روز کردن وبلاگ رو هم به تاخیر انداختم تا اشعار کتاب برای اکثر عزیزان تازگی داشته باشه…..
دو ماه پیش گزیده ای از غزلهام رو به نشر شانی سپردم و قرار شد که به امید خدا اولین کتابم با عنوان پیشآمد در نمایشگاه کتاب عرضه بشه…(15 تا 25 اردیبهشت ماه)
هفته ی قبل کتاب چاپ شد ، البته تا این ساعت هنوز به دست خودم هم نرسیده.......
در مورد پیشامد و غزلهاش هیچ توضیحی ندارم امیدوارم به دستتون برسه و بپسندید….
فعلا زیاده عرضی نیست ، انشالله بعد از این فعالیت وبلاگ رو از سر خواهم گرفت......
غزلی از این مجموعه رو پیشاپیش تقدیم می کنم به همه ی کسانی که همراهی و حضورشون مایه ی دلگرمی من بوده و هست
در پناه حق خوش و خرم باشید.....

شاخـه را محکـم گـرفـتـن این زمان بی فایده است
بـرگ می ریـزد، ستـیـزش بـا خـزان بی فایده است
بـاز می پرسی چـه شـد که عاشق جبـرت شـدم
در دل طـوفـان کـه بـاشی بـادبــان بی فایده است
بــال وقتی بـشـکـنـد از کــوچ هـم بـایـد گــذشـت
دسـت و پـا وقـتـی نـبـاشـد نردبان بی فایده است
تـا تـو بــوی زلـفـهــا را مـی فـرسـتـی بـا نـسـیــم
سعی من در سر به زیری بی گمان بی فایده است
تـیــر از جـایی کـه فـکــرش را نمی کــردم رسـیــد
دوری از آن دلــبـــر ابـــرو کـــمـــان بی فایده است
در مـن ِ عـاشـق تــوان ِ ذره ای پـرهــیـــز نـیـسـت
پـرت کـن مـا را بـه دوزخ،امـتـحــان بی فایده است
از نـصـیـحـت کـردنـم پـیـغـمـبــرانـت خـسـتــه انـد
حرف موسی را نمی فهمد شبـان،بی فایده است
مــن بــه دنــبـــال خــدایـی کـه بــســوزانــد مـــرا
همـچنـان می گردم امـا همـچنـان بی فایده اسـت
خوانش این غزل / زهرا اسدیان / روزنامه جام جم 6/3/89
................................................
*نمایشگاه کتاب ، سالن شبستان ، راهروی 20 ، غرفه ی 28 انتشارات شانی
* کتاب دوست خوبم جواد نعمتی هم توسط همین انتشارات توزیع میشه
به امید دیدار
کلمات کلیدی :
پیشامد